نوشته قبل رو می گذارم و دیگه ذهنم کم میاره. این مادرا چه حالی دارن الان؟ بیست سال اومدن و رفتن، یه سنگ کوچیکو برا خودشون نشون کردن و بیست سال هر ماه و شاید هر هفته اومدن و روش گل گذاشتن و باهاش درد دل کردن. آخه چه آسیبی به شما می زد؟ آسیب رو خودتون به خودتون زدید! گندی زدین و برای پوشوندنش گند دیگه ، تا کی می خواین ادامه بدین؟ حالا چی میشه؟ مادرا چه عکس العملی نشون می دن؟ تعداد مادرها خیلی کم شده، خیلی ها مردن. طفلی اینایی که موندن و باید این زجر رو هم بکشن. قلبشون تحمل این ضربه آخر رو داره؟ از کجا معلوم که آخری باشه! .........
