تبليغاتX
بی دريغ - گریز

بی دريغ

همه ما از یک چیزهایی می ترسیم یا به عبارت بهتر، فرار می کنیم. همیشه پیش آمدن آنها در ذهنمان آزارمان می دهد و ما می گریزیم. مهم نیست که از چه چیزهایی می گریزیم، از گذشته، پول، تجمل، تنهایی، فقر، از دست دادن، جدایی، دوری، ترک وطن یا ... تنها خود این گریز کافیست که آن اتفاق با شتاب  به سمتمان حرکت کند و حتما رودر رویمان قرار گیرد. نمی دانم چگونه، اما انگار این از قوانین زندگی است. شاید برای آنکه به ما ثابت کند که قدرت تحمل هر اتفاقی را داریم، یا بهمان بفهماند که باید پذیرا باشیم و از هیچ چیز نگریزیم و یا نشان دهد که آنقدرها هم بد نیست و گاهی بیهوده می گریزیم  یا .... نمی دانم. اما به گمانم بهتر باشد دست از گریز بر داریم.

 

پ.ن.: یا شاید پای از گریز برداریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 15:32  توسط بی دريغ  |