تبليغاتX
بی دريغ

بی دريغ

کلی حرف دارم برای گفتن، کلی کار برای انجام دادن، کلی دوست برای دیدن، کلی فرصتهای آخر برای باهم بودن، کلی لحظه برای قدر دونستن، کلی عزیز برای خدانگهدار گفتن، کلی فکر برای غوطه ور شدن، کلی کتاب برای خوندن، کلی برنامه برای ریختن، کلی غم دیگران برای خوردن و .....
اما وقت، بس ناجوانمردانه  تنگ است و زمان، بس ناجوانمردانه گریز پا.

پی نوشت:  می خواستم نگرانی رو هم بیارم اما " کلی نگرانی برای ؟؟" برای داشتن؟؟  برای شدن؟؟ جور در نمی آید، پس بهتره توی این همه کار، بی خیال نگرانی شم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 13:14  توسط بی دريغ  |